رد پای زمستان

که در امتداد کوچه های پائیز

فرا می رسد از راه

من

با چشمان بسته گیسوان تقویم را می بافم

و هوای عشق تو را

نفس می کشم

و نمی هراسم هرگز

.

.

با تو جهنم و بهشت

تنها تجسم کودکانه ای ست از آینده

.

.

 

می نویسم تو و شبانه های ظلمتم به روشنائی افتاب می رسد ؛

حضور تو معجزه ی شگرفی ست که مومنم می کند به عبور فصل ها ، فصل های جاودانی که هرگز از یاد نخواهم برد و چقدر خوب است که می دانم ، مسیر زندگی ام به هوای بودن تو بن بست نمی شود هرگز ... جاودانه ترین حادثه ی تمام ادوارم ، به تلافی گذشته ای که می دانی و می دانم ، سالروز میلادت زودتر از همیشه مبارک باشد ؛

 

·         نمی دانم کدام ترانه ام و در کدام روز از تقویم رو میزی ام منتشر می شود اما برای همکاری ام با هنرمندانی که همیشه برایم محترم بوده اند خوشحالم و البته هم چنان ناگزیرم از سکوت ...

·         مثل همیشه برای حضور در دنیای مجازی ، احساس دوگانه ای دارم با این همه تسلیم می شوم به هر اتفاقی که رخ می دهد برای دستانم

 

 

رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست

بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست

به هر طرف نظر کنم ، نماز من نماز نیست


"  روزبه بمانی  " 


 

 

 

دوشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٩ | ۳:٤۸ ‎ب.ظ | پویا حسین خانی | نظرات () |